صفحه اصلیارتباط با مادرباره ما
  • کتاب انسان کامل

کتاب حاضر مجموعه‏ ای است مشتمل بر تنظیم شده سیزده جلسه سخنرانی متفکر شهید استاد مرتضی مطهری تحت عنوان " انسان کامل " که در سال 1353 و در ماه مبارک رمضان ایراد شده است . شش جلسه اول این سخنرانیها در مسجد جاوید ( تهران ) و بقیه در محل دیگری ایراد شده است و اکثر قریب به‏ اتفاق مستمعین را دانشجویان تشکیل می‏داده ‏اند . 


اطلاعات کتاب

نام کتاب :

انسان کامل


نويسنده ، مولف :

استاد شهید مرتضی مطهری

گرداوري ، مترجم :

استاد شهید مرتضی مطهری

نشر ، ناشر ، انتشارات :

صدرا

تعداد صفحه / قطع و نوع جلد :

315 صفحه / رقعی شومیز

نوبت چاپ و سال چاپ :

هفتاد و دوم 1398

قيمت پشت جلد کتاب ( تومان ) :

38000

موضوع :

انسان کامل 

شابک :

9789645600172

تگ ها :

خرید اینترنتی کتاب انسان کامل, شهید مطهری, خرید اینترنتی کتابهای مطهری, قیمت کتاب انسان کامل, خرید مجموعه کامل آثار شهید مطهریخرید کتب شهید مطهری با تخفیف, تعریف انسان کامل, کتاب انسان کامل مطهری, تحلیل کتاب انسان کامل مطهری, خلاصه کتاب انسان کامل, مشخصات کتاب انسان کامل شهید مطهری, مشخصات کتاب مجموعه آثار شهید مطهری, خرید کتاب انسان کامل, کتاب انسان کامل شهید مطهری


درباره کتاب

گزیده کتاب :  

کتاب حاضر مجموعه‏ای است مشتمل بر تنظیم شده سیزده جلسه سخنرانی متفکر شهید استاد مرتضی مطهری تحت عنوان " انسان کامل " که در سال 1353 و در ماه مبارک رمضان ایراد شده است . شش جلسه اول این سخنرانیها در مسجد جاوید ( تهران ) و بقیه در محل دیگری ایراد شده است و اکثر قریب به‏ اتفاق مستمعین را دانشجویان تشکیل می‏داده ‏اند . انتخاب این موضوع برای‏ بحث ، از سوی استاد شهید ، بی‏مناسبت نبوده است . در آن ایام ، در جامعه اسلامی ما تفکری رواج یافته بود که بیشتر به دستورات اجتماعی اسلام‏ نظر داشت و بعد معنوی اسلام را کم اهمیت معرفی می‏کرد چنانکه در گذشته، بیشتر به دستورات عبادی و معنوی اسلام توجه می‏شد و بعد اجتماعی این دین‏ مقدس به دست فراموشی سپرده شده بود . استاد شهید برای آنکه آشکار سازندکه اسلام یک دین جامع است و انسان اسلام ، انسانی است چند بعدی که همه‏ دستورات این مکتب الهی را به طور هماهنگ به مورد اجرا می‏گذارد ، و برای آنکه جوانان مسلمان را از نگرش یک بعدی به اسلام مصون بدارند ، این‏ بحث را مطرح کردند ، که البته نظر سایر مکاتب درباره " انسان کامل " نیز مورد بررسی قرار گرفته است .

جلسات اول این سخنرانیها مقارن با ایام شهادت مولای متقیان علی علیه‏ السلام بوده است، به همین جهت، در پایان برخی از این جلسات، ذکر مصیبت‏ شده است که این ذکر مصیبتها بی‏ارتباط با موضوع بحث نیز نمی‏باشند .

(خلاصه صفحات 35-13)

عیوب روحی و روانی انسان

بسم الله الرحمن الرحیم 

الحمدلله رب العالمین ، باری الخلائق أجمعین ، والصلوش والسلام علی عبدالله ورسو له ، و حبیبه وصفیه ، و حافظ سره و مبلغ رسالاته ، سیدنا و نبینا و مولانا أبی القاسم محمد و اله الطیبین الطاهرین المعصومین . 

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم "  و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس‏ اماما قال و من ذریتی قال لا ینال عهدی الظالمین "

 موضوع بحث ، انسان کامل از دیدگاه اسلام است . انسان کامل یعنی انسان‏ نمونه ، انسان اعلی یا انسان والا . انسان مانند بسیاری از چیزهای دیگر ، کامل و غیرکامل د ارد و بلکه معیوب و سالم دارد و انسان سالم هم دو قسم‏ است : انسان سالم کامل و انسان سالم غیر کامل .

 شناختن انسان کامل یا انسان نمونه از دیدگاه اسلام ، از آن نظر برای ما مسلمین واجب است که‏ حکم مدل و الگو و حکم سرمشق را دارد ، یعنی اگر بخواهیم یک مسلمان کامل‏ باشیم چون اسلاممی‏خواهد انسان کامل بسازد و تحت تربیت و تعلیم‏اسلامی به کمال انسانی خود برسیم ، باید بدانیم که انسان کامل چگونه است‏ ، چهره انسان کامل چهره روحی و معنوی‏اش را عرض می‏کنم چگونه چهره‏ای است‏ ، سیمای معنوی انسان کامل چگونه سیمائی است و مشخصات انسان کامل چگونه‏مشخصاتی است ، تا بتوانیم خود و جامعه خود را آن گونه بسازیم . اگر ما " انسان کامل " اسلام را نشناسیم ، قطعا نمی‏توانیم یک مسلمان تمام و یا کامل باشیم و به تعبیر دیگر، یک انسان ولو کامل نسبی از نظر اسلام باشیم.

راههای شناخت انسان کامل از نظر اسلام

شناخت انسان کامل از نظر اسلام دو راه دارد : یک راه این است که‏ببینیم قرآن در درجه اول و سنت در درجه دوم انسان کامل را اگر چه در قرآن و سنت تعبیر " انسان کامل " نیست و تعبیر " مسلمان کامل " و " مؤمن کامل " است چگونه توصیف کرده‏اند ، ولی به هر حال معلوم است‏ که ( مسلمان کامل ) ، یعنی انسانی که در اسلام به کمال رسیده است ، و " مؤمن کامل " یعنی انسانی که در پرتو ایمان به کمال رسیده است . باید ببینیم قرآن یا سنت ، انسان کامل را با چه مشخصاتی بیان کرده‏اند و چه‏ خطوطی برای سیمای انسان کامل کشیده‏اند . از قضا در این زمینه ، چه در قرآن و چه در سنت بیانات زیادی آمده است .

راه دوم شناخت انسان کامل ، از راه بیانها نیست که ببینیم در قرآن و سنت چه آمده است ، بلکه از این راه است که افرادی عینی را بشناسیم که مطمئن هستیم آنها آنچنان که اسلام و قرآن می‏خواهد ، ساخته شده‏اند و وجود عینی انسانهای کامل اسلامی هستند ، چون انسان کامل اسلامی‏ فقط یک انسان ایده‏آلی و خیالی و ذهنی نیست که هیچوقت در خارج وجود پیدا نکرده باشد ، انسان کامل ، هم در حد اعلا و هم در درجات پائینتر ،در خارج وجود پیدا کرده است .

خود پیغمبر اکرم ( ص ) نمونه انسان کامل اسلام است . علی ( ع)نمونه‏ دیگری از انسان کامل اسلام است . شناخت علی ، شناخت انسان کامل اسلام‏ است ، اما  شناخت علی (ع) ، نه شناخت شناسنامه‏ای اما شناخت شناسنامه‏ای علی ، شناخت علی نیست ، شناخت انسان کامل‏ نیست ، شناخت علی ، یعنی شناخت شخصیت علی نه شخص علی . در هر حدی که شخصیت جامع علی ( ع ) را بشناسیم ، انسان کامل اسلام را شناخته‏ایم و در هر حدی که انسان کامل را عملا نه اسما و لفظا امام و پیشوای خود قرار دهیم‏ ، راه او را برویم ، تابع و پیرو او باشیم و کوشش کنیمکه خود را بر طبق‏ این نمونه بسازیم ،  در همان حد  شیعه این انسان کامل هستیم چون " الشیعة من شایع علیا " شیعه یعنی کسی که علی‏ را مشایعت کند ، یعنی انسان با " لفظ " شیعه نمی‏شود ، با " حرف " شیعه نمی‏شود ، با " حب و علاقه فقط " شیعه نمی‏شود ، پس با چه چیز شیعه‏ می‏شود ؟ با مشایعت ، مشایعت یعنی همراهی . وقتی کسی می‏رود ، شما پشت‏ سر و همراه او می‏روید ، این را " مشایعت " می‏گویند ، شیعه علی یعنی‏ مشایعت کننده عملی علی .

فرق " کمال " و " تمام "

اینچنین‏ می‏گوئیم : این کامل است و آن ناقص ، این تام است ، تمام است و آن‏ دیگری ناقص .

در یک آیه از قرآن هر دو کلمه آمده است : " « الیوم اکملت لکم‏دینکم و اتممت علیکم نعمتی »"  امروز  دین شما را برایتان‏ کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم . نفرمود : اتممت  علیکمدینکم  ، و همچنین نفرمود : ( اکملت لکم نعمتی ) ، می‏گویند اگر چنین‏ گفته بود از نظر دستور زبان عربی درست نبود . حال فرق این دو کلمه چیست‏ ؟ ما اگر فرق این دو را نگوئیم ، نمی‏توانیم بحثمان را شروع کنیم ، یعنی‏ شروع بحث ما ، از دانستن معنی این دو کلمه است .

" تمام " برای یک شی‏ء در جائی گفته می‏شود که همه آنچه برای اصل وجود آن لازم است ، به وجود آمده باشد ، یعنی اگر بعضی از آن چیزها به وجود نیامده باشد ، این شی‏ء در ماهیت خودش ناقص است ،  به طوری که  می‏توان گفت که وجودش کسر برمی‏دارد :

نصفش موجود است ، ثلثش موجود است ، دو ثلثش موجود است ، و از این قبیل . برای نقطه مقابل این کلمه ، کلمه ناقص را بکارمی‏بریم . اما کمال در جائی است که یک شی‏ء بعد از آنکه " تمام " هست‏ ، باز درجه بالاتری هم می‏تواند داشته باشد و از آن درجهبالاتر ، درجه‏ بالاتر دیگری هم می‏تواند داشته باشد . اگر این کمال برای شی‏ءنباشد باز خود شی‏ء هست ، ولی با داشتن این کمال  ، یک پله بالاتر رفته است.

کمال را در جهت عمودی بیان می‏کنند و تمام را در جهت افقی . وقتی شی‏ء در جهت افقی به نهایت وحد آخر خود برسد ، می‏گویند تمام شد ، و زمانی که‏ شی‏ء در جهت عمودی  بالا رود  ، می‏گویند کمال  یافت  . اگر می‏گویند : 

" عقل فلان کس کامل شده است " یعنی قبلا هم عقل داشته ، اما عقلش یک‏ درجه بالاتر آمده است ، " علم فلان کس کامل شده است " یعنی قبلا هم علم‏ داشت و از آن استفاده می‏کرد ولی  اکنون علمش یک درجه کمالی را پیموده است . پس یک انسان تمام داریم که در مقابل انسانی است که ازنظر افقی ناتمام است ، و به هر حال ، انسان تمام نیست ،انسان دیگری هم داریم که انسان تمام هست ولی انسان تمام ، می‏تواند کامل باشد ، کاملتر باشد و از آن هم کاملتر باشد ، تا به آن حد نهائی نهائی که انسانی از آن بالاتر وجود ندارد  برسد  که‏ او را " انسان کامل کامل " که حد اعلای انسان است می‏نامیم .

تعبیر انسان کامل :

تعبیر " انسان کامل " در ادبیات اسلامی تا قرن هفتم هجری وجود نداشته‏ است . امروز در اروپا هم این تعبیر خیلی زیاد مطرح است ولی برای اولین‏ بار در دنیای اسلام این تعبیر در مورد انسان به کار برده شده است . اولین‏ کسی که در مورد انسان ، تعبیر " انسانکامل " را مطرح کرد ، عارف‏ معروف ، محی‏الدین عربی اندلسی طائی است .

عیبهای جسمی و روانی :

آیا انسان سالم و انسان معیوب هم داریم ؟ امروز ثابت شده است که‏تکبر ، واقعا بیماری است ، واقعا اختلال روحی و روانی است ، ولی آیا می‏شود یک دارو برای تکبر در داروخانه پیدا کرد ؟ آیا می‏شود انسان یک‏ قرص بخورد و تکبرش از بین برود و تبدیل به یک انسان متواضع شود ؟ . حتی گاهی بیماری جسمی از راه روانی معالجه می‏شود ، همچنانکه گاهی بیماری روانی از راه جسم معالجه می‏شود . مثلا یک بیماری ، واقعا جسمی‏ است ولی با یک سلسله تلقینها و تقویتهای روحی که اینهم خودش داستانی‏ دارد و یک مسأله عجیبی است  معالجه می‏شود . این مطلب  جزء دلایل قاطع‏ بر این است که واقعا انسان ، موجودی است مرکب از تن و روان ، و روان‏ انسان از تن استقلال دارد و یک تابع مطلق از تن نیست ، همچنانکه تن ، تابع مطلق از روان نیست ، این دو در یکدیگر اثر دارند . به قول حکما : بدن در روان اثر می‏گذارد و روان‏ در بدن ، قرآن این اصل را پذیرفته است‏ ، می‏فرماید : " « فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا »"در دل و روحشان بیماری است ، "قلب " در قرآن یعنی همان روح و روان انسان . درباره قرآن می‏فرماید : " « و ننزل من القران ما هو شفاء و رحمةللمؤمنین »"  ما قرآن را برای شفا و رحمت ، برای مؤمنین فرستادیم‏ . قرآن ، شفای مؤمنین است .

امیرالمؤمنین می‏فرماید : " از جمله بلایا و شداید فقر است " « و از فقر بدتر ، مریضی بدن است  و از بیماری تن بدتر و شدیدتر ، بیماری دل و قلب انسان است .

یکی از برنامه‏های قرآن ، ساختن انسان سالم است و ماقبل ازآنکه بخواهیم توقع این را داشته باشیم که انسان کامل باشیم یا به انسان‏کامل نزدیک باشیم ، باید خود را از این نظر که اساسا  انسان سالم یا  انسان معیوب  هستیم ،  به خوبی بشناسیم .

آفات روح انسان :

به طور اجمال ریشه‏های اصلی آنچه که روح انسان را آفت زده می‏کند برایتان عرض می‏کنم . از نظر روانشناسی ، محرومیتها منشأ بیماریهای روانی‏ می‏شود ، یعنی منشأ بسیاری از عقده‏های روانی و بیماریهای روانی انسان ، احساس مغبونیتها و محرومیتهاست . این کینه چیست که وقتی انسان احساس می‏کند نسبت به کسی حقد و کینه دارد ، دلش می‏خواهد از او انتقام بگیرد و تا او را به خاک و خون نکشد نمی‏تواند آرام گیرد ؟ این حس انتقام جویی در انسان چیست ؟ آدم حسود وقتی خیر و نعمتی را دردیگران می‏بیند ، همه آرزویش این است‏ که از او سلب نعمت شود ، درباره خودش فکر نمی‏کند . انسان سالم ، " غبطه " دارد نه " حسد " . او همیشه درباره خودش فکر می‏کند که جلو بیفتد. اگر یک انسان همیشه در فکر این باشد که خودش جلو بیفتد ، سالم‏است ، این ، دلیل بر عیب نیست ، اما اگر کسی همیشه در این اندیشه است‏ 

که دیگری عقب بیفتد بیماراست ، مریض است . قرآن می‏فرماید : "  قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها  " اولین برنامه قرآن تهذیب نفس است ، تزکیه نفس است ، پاکیزه‏ کردن روان از بیماریها ، عقده‏ها ، تاریکیها ، ناراحتیها ، انحرافها و بلکه از مسخ شدنهاست .

انسان مسخ شده :

مسئله مسخ شدن خیلی مهم است . مسخ یعنی چه ؟ شنیده‏اید که می‏گویند در میان امم سالفه مردمی بودند که در اثر اینکه مرتکب گناهان زیاد شدند ،مورد نفرین پیغمبر زمان خود واقع ، و مسخشدند ، یعنی به یک حیوان تبدیل‏ 

شدند ، مثلا به میمون ، گرگ ، خرس و یا حیوانات دیگر ،ولی حقیقت است . 

شخصی می‏گوید : با امام زین‏العابدین ( ع ) در صحرای عرفات بودیم . از آن بالا که نگاه کردم ، دیدم صحرا از حاجی موج می‏زند. به امام عرض کردم‏ : ما اکثر الحجیج الحمد لله چقدر امسال حاجی زیاد است . امام فرمود:  "ما اکثر الضجیج و اقل الحجیج  " چقدر فریاد زیاد است و چقدر حاجی کم است . آن شخص می‏گوید من نمی‏دانم امام چه کرد و چه بینشی به من‏ داد و چه چشمی را در من بینا کرد که وقتی به من گفت حالا نگاه کن ، دیدم‏ صحرایی است پر از حیوان ، یک باغ وحش‏کامل که فقط یک عده انسان هم درلابلای این حیوانها دارند حرکت می‏کنند . فرمود : حالا می‏بینی باطن قضیه‏ این است .

مکرر در مکرر پیشوایان دین گفته‏اند که فقط یک گروه از مردم به صورت انسان محشور می‏شوند . گروههایی به صورت مورچگان ، گروههایی به صورت بوزینگان ،گروههایی به صورت عقربها ، گروههایی به صورت مارها و گروههایی به صورت‏ پلنگها مبعوث می‏شوند .

برنامه انسان‏سازی ماه مبارک رمضان :

اساسا برنامه ماه مبارک رمضان برنامه انسان سازی است ، یعنی برنامه‏ این است که انسانهای معیوب در این ماه خود را تبدیل به انسانهای سالم ، و انسانهای سالم خود را تبدیل به انسانهای کامل کنند . برنامه ماه مبارک‏ رمضان برنامه تزکیه نفس است ، برنامه اصلاح معایب و رفع نواقص است ، 

برنامه تسلط عقل و ایمان و اراده ، بر شهوات نفسانی است ، برنامه‏ دعاست ، برنامه پرستش حق است ، برنامه پرواز به سوی خداست ، برنامه‏ ترقی دادن روح است ، برنامه رقاء دادن روح است.اگر بنا باشد که ماه‏ مبارک بیاید و انسان سی روز گرسنگی و تشنگی و بی‏خوابی بکشد و مثلا شبها تا دیروقت بیدار باشد و به این مجلس و آن مجلس برود و بعد هم عید فطر بیاید ، و با روزآخر شعبان یک ذره هم فرق نکرده باشد ، چنین روزه‏ای برای انسان‏اثر ندارد . اسلام که نمی‏خواهد همینطور مردم دهانشان را ببندند ، دهانشان‏ را ببندند یا نبندند [ برای اسلام فرق نمی‏کند ] ، نه ، با روزه گرفتن قرار است که انسانها اصلاح شوند . چرا در روایات ما آمده است که بسیاری از روزه‏داران هستند که حظ و بهره آنها از روزه ، جز گرسنگی چیزی نیست ؟ بستن دهان از غذای حلال برای این است که انسان همراه آن سی روز تمرین کند که زبان خود را از گفتار حرام ببندد ، غیبت نکند ، دروغ نگوید ، فحش ندهد .

(خلاصه صفحات 59-52)

جامعیت نهج ‏البلاغه :

نهج‏البلاغه - که من نمی‏توانم بگویم کتاب علی است چگونه کتابی‏است ؟ در نهج‏البلاغه عناصر گوناگون را می‏بینید . وقتی انسان نهج‏البلاغه را مطالعه می‏کند ، گاهی خیال می‏کند بوعلی سیناست که دارد حرف می‏زند ، یک‏جای دیگر را که مطالعه می‏کند ، خیال می‏کند ملای رومی یا محی الدین عربی‏ است که دارد حرف می‏زند ، جای دیگرش را که مطالعه می‏کند ، می‏بیند یک‏مردحماسی مثل فردوسی است که دارد حرف می‏زند ، یا فلان مرد آزادیخواه که جز آزادی چیزی سرش نمی‏شود دارد حرف می‏زند ، یک جای دیگر را که مطالعه‏ می‏کند ، خیال می‏کند یک عابد گوشه‏نشین و یک زاهد گوشه‏گیر و یا یک راهب‏ دارد حرف می‏زند. همه ارزشهای انسانی را  در علی ( ع ) می‏بینیم  ، چون‏ سخن ، نماینده روح گوینده است . ببینید علی چقدر بزرگ است و ما چقدرکوچک ! تا حدود پنجاه سال پیش که گرایش جامعه ما در مسائل دینی و مذهبی فقط روی ارزش زهد و عبادت بود ، وقتی واعظی بالای منبر می‏رفت کدام قسمت از نهج‏البلاغه ر ا می‏خواند ؟ حدود ده تا بیست خطبه بود که معمول بود خوانده‏ شود . کدام خطبه‏ها ؟ خطبه‏های زهدی و موعظه‏ای نهج‏البلاغه ،  مانند این‏ خطبه که اینطور شروع می‏شود : « ایها الناس انما الدنیا دار مجاز ، والاخرت دار قرار ، فخذوا من ممرکم لمقرکم » . باقی خطبه ‏های‏ نهج‏ البلاغه مطرح نبود ، چون اصلا جامعه نمی‏توانست آنها راجذب کند . 

جامعه به سوی یک سلسله ارزشها گرایش پیدا کرده بود و  فقط همان‏ قسمت نهج‏البلاغه که در جهت آن گرایشها و ارزشها بود ، معمول بود . صد سال می‏گذشت و شاید یک نفر پیدا نمی‏شد که " فرمان امیرالمؤمنین به‏ مالک اشتر " را که خزانه‏ای از دستورهای اجتماعی و سیاسی است بخواند ، چون اصلا روح جامعه ایننشاط و این موج را نداشت . مثلا آنجا که علی ( ع )می‏گوید :  « فانی سمعت رسول الله ( ص ) یقول فی غیر موطن  لن تقدس‏ امة لا یؤخذ للضعیف فیها حقه من القوی »« غیر متتعتع » ". علی ( ع ) می‏گوید که از پیغمبر مکرر شنیدم که‏می‏فرمود : هیچ امتی به مقام قداست و طهارت و مبرا و خالی بودن از عیب‏ نمی‏رسد ، مگر قبلا به این مرحله رسیده باشد که ضعیف در مقابل قوی بایستدو حق خود را مطالبه کند ، بدون اینکه لکنت زبان پیدا کند . جامعه پنجاه‏ سال پیش نمی‏توانست ارزش این حرف را درک کند ، چون جامعه یک ارزشی‏ بود ، فقط به سوی یک ارزش یا دو ارزش گرایش کرده بود ، ولی کلام‏ علی ( ع ) است که همه ارزشهای انسانی در آن موجود می‏باشد و این ارزشها در تاریخ زندگی و خصیت علی ( ع ) موجود است .

اوصاف علی ( ع ) : 

ما اگر علی را الگو و امام خود بدانیم ، یک انسان کامل و یک انسان‏متعادل و یک انسانی را که همه ارزشهای انسانی به طور هماهنگ در او رشد کرده است ،  پیشوای خود قرار داده‏ایم .وقتی شب می‏شود و خلوت شب فرا می‏رسد ، هیچ عارفی به پای او نمی‏رسد. آن روح عبادت که جذب شدن و کشیده شدن به سوی