صحیفه سجادیه کتابی حاوی ۵۴ مناجات و دعا از امام سجاد(ع)، امام چهارم شیعیان. صحیفه سجادیه پس از قرآن و نهج البلاغه نزد شیعیان جایگاه مهمی دارد و به نامهای «زبور آل محمد» و «انجیل اهل بیت» مشهور است.آقا بزرگ تهرانی در الذریعه حدود ۵۰ شرح برای صحیفه ذکر کرده که مشهورترین آنها ریاض السالکین نوشته سید علیخان شیرازی است. صحیفه همچنین به زبانهای انگلیسی، فرانسوی، ترکی، اردو، اسپانیولی، بوسنیایی، آلبانیایی، تامیلی و... ترجمه شده است. علاوه بر جایگاه این کتاب نزد شیعیان، برخی از اندیشمندان اهل سنت نیز فصاحت و بلاغت آن را ستودهاند. امام سجاد(ع) بسیاری از معارف دینی را در ضمن دعاهای خود بیان کرده است؛ موضوعاتی مثل خداشناسی، جهانشناسی، انسانشناسی و مباحث عالم غیب، فرشتگان، رسالت انبیا، جایگاه پیامبر و اهل بیت(ع)، امامت، فضایل و رذایل اخلاقی، گرامیداشت اعیاد، مسائل اجتماعی و اقتصادی، اشارات تاریخی، نعمتهای مختلف خداوند، آداب دعا، تلاوت، ذکر، نماز، عبادت و... . معروفترین دعای صحیفه دعای مکارم الاخلاق است.
حدیث صحیفه
در مقدمه صحیفه سجادیه حدیثی از چگونگی دست یابی متوکل بن هارون به این کتاب آمده که به صورت مختصر ذکر میکنیم:
متوکل میگوید: پس از شهادت زید بن علی بن الحسین فرزندش یحیی را ملاقات کردم.او از من حال امام صادق را پرسید. گفتم: آن حضرت در سلامتند و برای شهادت مظلومانه پدرت سوگوارند. یحیی گفت: آیا از ایشان درباره سرنوشت من چیزی شنیدهای؟ گفتم: بلی مطالبی شنیدهام شما نیز بهدار آویخته خواهی شد!
یحیی گفت:ای متوکل!...آیا از امام صادق مطالبی یادداشت کردهای ؟ بخشی از آموخته هایم را برای او بازگو کردم، از آن جمله دعایی بود که از پدر بزرگوارش امام باقر دریافت داشته بود و آن را از دعاهای صحیفه کامله میدانست. یحیی گفت: اینک به تو صحیفهای را خواهم داد که پدرم زید از پدرش امام سجاد دریافت کرده است…اگر پسر عمویم امام صادق از شهادت من خبر نمیداد، این صحیفه را به تو نمیدادم، ولی اکنون به تو میدهم تا در حفظ و نگهداری آن کوشا باشی، بیم دارم که این صحیفه به دست بنی امیه بیفتد و آن را از اهلش دریغ دارند… متوکل میگوید: صحیفه همراه من بود تا خدمت امام صادق رسیدم، صحیفه را به آن حضرت نشان دادم و ایشان بسیار مسرور شد و فرمود: سوگند به خداوند! این خط عمویم زید و دعای جد من است. آن گاه امام صادق به پسرش اسماعیل رو کرد و فرمود: آن صحیفهای را که به تو سپردهام بیاور! اسماعیل صحیفهای را آورد، امام آن را بوسید و به چشمانش کشید و فرمود: این صحیفه به خط پدرم امام باقر و املای جدم امام زین العابدین(ع) است. متوکل میگوید: از امام صادق در خواست کردم که دو صحیفه را با هم مقابله کنم. امام اجازه فرمود و من دو صحیفه را مقابله کردم و هیچ تفاوتی میان آن دو ندیدم.آورد، سپس بر پیامبر (ص) و خاندان پیامبر(ع) درود میفرستد؛ بهگونهای که در این صحیفه کمتر دعایی است که در آن، از تعبیر صلوات استفاده نشده باشد. وی در نهایت حاجت خود را از خدا درخواست میکند.
صحیفه سجادیه تنها شامل راز و نیاز با خدا و بیان حاجت در پیشگاه وی نیست، بلکه مجموعهای مشتمل بر بسیاری از علوم و معارف اسلامی است که در آن مسائل عقیدتی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و پارهای از قوانین طبیعی و احکام شرعی در قالب دعا بیان شده است. به طور مثال، مسئله امامت و نفی عقیده تشبیه در صحیفه سجادیه بیان شده است.
در بخش ارتباط با خداوند طبق مقتضای زمانهای مختلف و احوال گوناگون دعاهایی بیان شده است، برخی دعاهای آن سالی یکبار، همچون دعای عرفه و وداع ماه رمضان، و برخی هر ماه یکبار، مانند دعای دیدن هلال، و برخی در هفته و برخی برای هر شبانه روز قرار داده شده است.
عناوین دعاهای صحیفه مختلف است و بسیاری از معارف اسلامی در ضمن دعاهای صحیفه بیان شده است؛ در این کتاب، مباحث خداشناسی، هستیشناسی، عالم غیب، فرشتگان، رسالت انبیا، جایگاه پیامبر و اهلبیت(ع)، امامت، فضایل و رذایل اخلاقی، گرامیداشت اعیاد، مسائل اجتماعی و اقتصادی، اشارات تاریخی، یادآوری نعمتهای مختلف خداوند، آداب دعا، تلاوت، ذکر، نماز، عبادت و... در قالب دعا بیان شده است. معروفترین دعای صحیفه دعای مکارم الاخلاق است.
عناوین دعاها : صحیفه سجادیه مشتمل بر ۵۴ دعا است که فهرست عناوین آن بدین شرح است:
۱.حمد الهی
۲.درود بر پیامبر
۳.فرشتگان مُقرّب
۴.پیروان پیامبران
۵.خویشتن و دوستان
۶.صبح و شام
۷.بلا و سختی
۸.اخلاق ناپسند
۹.طلب آمرزش
۱۰.پناهبردن به خدا
۱۱.عاقبت به خیری
۱۲.اعتراف و توبه
۱۳.طلب حاجت
۱۴.دادخواهی از ستم
۱۵.هنگام بیماری
۱۶.طلب آمرزش
۱۷.شر شیطان
۱۸.دفع بلا
۱۹.طلب باران
۲۰.مکارم الاخلاق
۲۱.اندوه از خطا
۲۲.هنگام سختی
۲۳.تندرستی
۲۴.پدر و مادر
۲۵.فرزندان
۲۶.همسایگان و دوستان
۲۷.مرزداران
۲۸.پناهبردن به خدا
۲۹.روزی
۳۰.پرداخت بدهی
۳۱.توبه
۳۲.دعا در نماز شب
۳۳.درخواست خیر
۳۴.گرفتاری به گناه
۳۵.رضا به قضای الهی
۳۶.هنگام رعدوبرق
۳۷.کوتاهی در شکرگزاری
۳۸.پوزش از ستم
۳۹.طلب عفو و رحمت
۴۰.یاد مرگ
۴۱.پردهپوشی از گناه
۴۲.ختم قرآن
۴۳.رؤیت هلال
۴۴.ورود به رمضان
۴۵.وداع با رمضان
۴۶.عیدفطر و جمعه
۴۷.دعای عرفه
۴۸.عیدقربان و جمعه
۴۹.دفع حیله دشمنان
۵۰.خوف از خدا
۵۱.فروتنی در برابر خدا
۵۲.پافشاری در دعا
۵۳.فروتنی در برابر خدا
۵۴.زدودن اندوهها
در نگاه دانشمندان شیعه : با توجه به شرحهایی که توسط بزرگان شیعه مانند: سید علی خان، فیض کاشانی، شیخ بهایی، میرداماد بر صحیفه نوشته شده است، در مییابیم، این کتاب در نگاه شیعیان خیلی اهمیت دارد، که به برخی از موارد اشاره می شود.
هدیه امام عصر : علامه محمد تقی مجلسی در شرح احوال خود مینویسد: «در اوايل جوانی به جهت برخی از مشکلات به امام زمان توسل جستم.ایشان در مکاشفهای مرا به صحیفه ارجاع دادند.بعد از انس با این کتاب همه مشکلاتم حل شد و به تبلیغ این کتاب در اصفهان پرداختم. در نتیجه در خانه های مردم اصفهان در کنار قرآن یک نسخه از صحیفه هم یافت میشد و به برکت انس مردم با این اثر، نیمی از مردم اصفهان مستجاب الدعوه شده بودند»
( دعای 1 ) دعا در ستايش خداي عزوجل
وَ كان مِن دعائِه عليهالسلام اذا ابتَدأ بِالدّعاءِ بدأ
دعای آن حضرت است چون به نماز بر می خاست بدین صورت به سپاس و حمد
بالتحميد لِلَّه عزَّوجل و الثَّنَاءِ عَلَيه فقال:
خداوند عزوجل ابتدا می کرد و می گفت:
اَلْحَمْدُ لِلَّه الْاَوَّلِ بِلا اَوَّلٍ كانَ قَبْلَهُ، وَالْاخِرِ بِلا اخِرٍ يَكُونُ
حمد خدائى را كه اوّل همه آثار هستى اوست و قبل از او اوّلى نبوده، و آخر است بىآنكه پس از او آخرى
بَعْدَهُ، الَّذى قَصُرَتْ عَنْ رُؤْيَتِهِ اَبْصارُ النّاظِرينَ، وَعَجَزَتْ
باشد، خدايى كه ديده بينندگان از ديدنش قاصر، و انديشه
عَنْ نَعْتِهِ اَوْهامُ الْواصِفينَ. اِبْتَدَعَ بِقُدْرَتِهِ الْخَلْقَ ابْتِداعاً،
و فهم وصف كنندگان از وصفش عاجز است. به دست قدرتش آفريدگان را ايجاد كرد،
وَاخْتَرَعَهُمْ عَلى مَشِيَّتِهِ اخْتِراعاً، ثُمَّ سَلَكَ بِهِمْ طَريقَ اِرادَتِهِ،
و آنان را براساس اراده خود صورت بخشيد، آنگاه همه را در راه اراده خود راهى نمود،
وَ بَعَثَهُمْ فى سَبيلِ مَحَبَّتِهِ، لايَمْلِكُونَ تَأْخيراً عَمَّا قَدَّمَهُمْ
و در مسير محبت و عشق به خود برانگيخت، موجودات هستى از حدودى كه
اِلَيْهِ، وَ لايَسْتَطيعُونَ تَقَدُّماً اِلى ما اَخَّرَهُمْ عَنْهُ، وَجَعَلَ لِكُلِّ
براى آنان معين فرموده قدمى پيش و پس نتوانند نهاد، و براى هر يك از آنان
رُوحٍ مِنْهُمْ قُوتاً مَعْلوماً مَقْسُوماً مِنْ رِزْقِهِ، لايَنْقُصُ مَنْ
روزى معلوم و قسمت شدهاى از باب لطف قرار داد، هر آن كس را كه روزى فراوان
زادَهُ ناقِصٌ، وَ لايَزيدُ مَنْ نَقَصَ مِنْهُمْ زائِدٌ، ثُمَّ ضَرَبَ
داده احدى نمىتواند بكاهد، و هر آن كس را كه روزى كاسته هيچ كس نتواند بيفزايد، آنگاه
لَهُ فِى الْحَيوةِ اَجَلاً مَوْقوُتاً، وَ نَصَبَ لَهُ اَمَداً مَحْدُوداً،
زندگى او را زمانى معين مقدّر فرمود، و پايانى محدود قرار داد،
يَتَخَطَّأُ اِلَيْهِ بِاَيّامِ عُمُرِهِ،وَ يَرْهَقُهُ بِاَعْوامِ دَهْرِهِ، حَتّى اِذا بَلَغَ
كه با ايام عمر بهسوى آن پايان قدم برمىدارد، و با سالهاى زندگيش به آن نزديك مىگردد، تا چون
َقْصى اَثَرِهِ، وَ اسْتَوْعَبَ حِسابَ عُمُرِهِ، قَبَضَهُ اِلى ما نَدَبَهُ
بهآخر آن رسيد، و پيمانه زمانش لبريز شد، جانش را مىگيرد و او را به سوى آنچه بدان خدايش خوانده
اِلَيْهِ مِنْ مَوْفُورِ ثَوابِهِ، اَوْ مَحْذُورِ عِقابِهِ، لِيَجْزِىَ الَّذينَ
از ثواب بسيار يا عذاب دردناك راهى مىكند، تا از پى عدالت خود
اَسآؤُا بِما عَمِلُوا، وَ يَجْزِىَ الَّذينَ اَحْسَنُوا بِالْحُسْنى، عَدْلاً
بدكاران را به كردار بدشان و نيكوكاران را به عمل صالحشان جزا دهد،
مِنْهُ، تَقَدَّسَتْ اَسْمآؤُهُ، وَ تَظاهَرَتْ الآؤُهُ، لايُسْئَلُ عَمَّا
منزّه است نامهاى او، و پىدرپى است نعمتهاى وى، كسى را نرسد كه او را
يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ. وَالْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى لَوْ حَبَسَ عَنْ عِبادِهِ
را از كردهاش باز پرسد، ولى همه در معرض پرسش او باشند. و سپاس خداى را كه اگر عبادش
مَعْرِفَةَ حَمْدِهِ عَلى ما اَبْلاهُمْ مِنْ مِنَنِهِ الْمُتَتابِعَةِ، وَاَسْبَغَ
را از معرفت سپاسگزارى بر عطاياى پياپى كه به آنان داده، و نعمتهاى پيوسته
عَلَيْهِمْ مِنْ نِعَمِهِ الْمُتَظاهِرَةِ، لَتَصَرَّفُوا فى مِنَنِهِ فَلَمْ يَحْمَدُوهُ،
كه بر ايشان كامل ساخته محروم مىنمود نعمتهايش را صرف نموده و سپاس نمىگزاردند،
وَ تَوَسَّعُوا فى رِزْقِهِ فَلَمْ يَشْكُرُوهُ، وَ لَوْ كانُوا كَذلِكَ لَخَرَجُوا
و در روزى او فراخى مىيافتند و شكر نمىكردند، و اگر چنين مىبودند از حدود
مِنْ حُدُودِ الْاِنْسانِيَّةِ اِلى حَدِّ الْبَهيمِيَّةِ،فَكانُوا كَما وَصَفَ فى
انسانيت بيرون شده به مرز حيوانيت مىرسيدند،و چنان مىبودند كه در
مُحْكَمِ كِتابِهِ: «اِنْ هُمْ اِلاّ كَالْاَنْعامِ بَلْ هُمْ اَضَلُّ سَبيلاً».
كتاب محكمش فرموده: «ايشان جز به چارپايان نمانند بلكه از آنان گمراهترند.»
وَالْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى ما عَرَّفَنا مِنْ نَفْسِهِ، وَ اَلْهَمَنا مِنْ شُكْرِهِ، وَ فَتَحَ
سپاس خداى را بر آنچه از وجود مباركش به ما شناسانده، و بر آنچه از شكرش به ما الهام فرموده، و بر
لَنا مِنْ اَبْوابِ الْعِلْمِ بِرُبُوبِيَّتِهِ، وَ دَلَّنا عَلَيْهِ مِنَ الْاِخْلاصِ لَهُ
آن درهاى دانش كه به پروردگاريش بر ما گشوده، و براخلاصورزى در
فى تَوْحيدِهِ، وَ جَنَّبَنا مِنَ الْاِلْحادِ وَالشَّكِّ فى اَمْرِهِ، حَمْداً
توحيد و يگانگيش ما را رهنمون شده، و قلب ما را از الحاد و شك در كار خودش دور داشته، چنان سپاسى
نُعَمَّرُ بِهِ فيمَنْ حَمِدَهُ مِنْ خَلْقِهِ، وَ نَسْبِقُ بِهِ مَنْ سَبَقَ اِلى
كه با آن در حلقه سپاسگزاران از بندگانش زندگى بگذرانيم، و با آن بر هر كه به خشنودى و بخشايش
رِضاهُ وَعَفْوِهِ، حَمْداً يُضىءُ لَنا بِهِ ظُلُماتِ الْبَرْزَخِ، وَيُسَهِّلُ
او پيشى جسته سبقت گيريم، سپاسى كه تيرگيهاى برزخ را به سبب آن بر ما روشن كند، و راه رستاخيز را
عَلَيْنا بِهِ سَبيلَ الْمَبْعَثِ، وَ يُشَرِّفُ بِهِ مَنازِلَنا عِنْدَ مَواقِفِ
به سبب آن بر ما آسان نمايد، و موقعيت و جايگاه ما را نزد گواهان آن روز بلند
الْاَشْهادِ، يَوْمَ تُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ وَ هُمْ
گرداند، در روزى كه همه سزاى عمل خود بينند بدون آنكه بر كسى
لايُظْلَمُونَ، يَوْمَ لايُغْنى مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً وَ لاهُمْ
ستمى رود، روزى كه هيچ دوستى چيزى از عذاب و كيفر را از دوست خود دفع نكند و ستمكاران
يُنْصَرُونَ،حَمْداً يَرْتَفِعُ مِنّا اِلى اَعْلى عِلِّيّينَ فى كِتابٍ مَرْقُومٍ
يارى نشوند، سپاسى كه از جانب ما در پروندهاى كه وضع نيكبختان در آن رقم خورده و مقربان حضرت او
يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ، حَمْداً تَقَرُّ بِهِ عُيُونُنا اِذا بَرِقَتِ الْاَبْصارُ،
گواهان آنند به اعلى عليّين بالا رود، سپاسى كه چون چشمها در آن روز خيره شود سبب
و تَبْيَضُّ بِهِ وُجُوهُنا اِذَا اسْوَدَّتِ الْاَبْشارُ، حَمْداً نُعْتَقُ بِهِ
روشنى ديده ما گردد، و هنگامى كه چهرهها سياه شود صورت ما به نورانيت آن سپيد گردد، سپاسى كه ما را
مِنْ اَليمِ ناراللَّهِ اِلى كَريمِ جِوارِاللَّهِ، حَمْداً - نُزاحِمُ بِهِ مَلآئِكَتَهُ
از آتش دردناك حق آزاد و در جوار كرم نامتناهيش جاى دهد،
الْمُقَرَّبينَ، وَنُضآمُّ بِهِ اَنْبِياءَهُ الْمُرْسَلينَ فى دارِالْمُقامَةِ الَّتى
شويم و درپيشگاه عنايتش جاى را بر ايشان تنگ كنيم، و به وسيله آن در سراى ماندگارى جاويد
لاتَزُولُ، وَ مَحَلِّ كَرامَتِهِ الَّتى لاتَحُولُ.والْحَمْدُ لِلَّهِ
و جايگاه سرمدى او كه دگرگونى نپذيرد به صف پيامبران مرسل او متصل گرديم. و سپاس خداى را
الَّذِى اخْتارَ لَنا مَحاسِنَ الْخَلْقِ، وَ اَجْرى عَلَيْنا طَيِّباتِ الرِّزْقِ،
وَ جَعَلَ لَنَا الْفَضيلَةَ بِالْمَلَكَةِ عَلى جَميعِ الْخَلْقِ، فَكُلُّ خَليقَتِهِ
مُنْقادَةٌ لَنا بِقُدْرَتِهِ، وَصآئِرَةٌ اِلى طاعَتِنا بِعِزَّتِهِ. وَالْحَمْدُ لِلَّهِ
الَّذى اَغْلَقَ عَنّا بابَ الْحاجَةِ اِلاّ اِلَيْهِ، فَكَيْفَ نُطيقُ حَمْدَهُ؟
اَمْ مَتى نُؤَدّى شُكْرَهُ؟! لا، مَتى! وَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى رَكَّبَ
يا چه زمانى مىتوانيم شكرش را بجاى آوريم؟ هيچگاه! و سپاس خداى را كه در پيكر ما ابزار گشودن
فينا الاتِ الْبَسْطِ، وَ جَعَلَ لَنا اَدَواتِ الْقَبْضِ، وَ مَتَّعَنا بِاَرْواحِ
اندام را سوار كرد، و آلات بستن آنها را مقرر فرمود، و ما را از نسيمهاى حياتبخش
الْحَيوةِ، وَاَثْبَتَ فينا جَوارِحَ الْاَعْمالِ، وَ غَذّانا بِطَيِّباتِ الرِّزْقِ،
بهرهمند كرد، و اعضاى انجام دادن كار به ما مرحمت فرمود، و ما را با روزيهاى پاكيزه خوراك داد،
وَ اَغْنانا بِفَضْلِهِ، وَ اَقْنانا بِمَنِّهِ، ثُمَّ اَمَرَنا لِيَخْتَبِرَ طاعَتَنا،
و به فضلش ما را بىنياز كرد، و به عطاى خود سرمايه بخشيد، آنگاه به ما دستور داد تا فرمانبرداريمان را بسنجد،
وَنَهانا لِيَبْتَلِىَ شُكْرَنا، فَخالَفْنا عَنْطَريقِ اَمْرِهِ،وَ رَكِبْنا مُتُونَ
و از انجام محرمات نهى فرمود تا شكر ما را بيازمايد، بعد از اين همه لطف از فرمانش سر پيچيديم، و بر مركب محرماتش
زَجْرِهِ، فَلَمْ يَبْتَدِرْنا بِعُقُوبَتِهِ، وَ لَمْ يُعاجِلْنا بِنِقْمَتِهِ، بَلْ
سوار شديم، با اين همه به عقوبت ما شتاب ننمود،و بر انتقام ما عجله نكرد، بلكه
تَاَنّانا بِرَحْمَتِهِ تَكَرُّماً، وَانْتَظَرَ مُراجَعَتَنا بِرَاْفَتِهِ حِلْماً.
از سرِ رحمت و از باب كرم با ما مدارا فرمود، و از سرِ مهربانى و از باب حلم بازگشت ما را از راه خطا انتظار كشيد.
وَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى دَلَّنا عَلَى التَّوْبَةِ الَّتى لَمْنُفِدْها اِلاّ مِنْ فَضْلِهِ،
سپاس خداى را كه ما را به توبه و بازگشت راهنمايى كرد كه اين حقيقت را جز از عطاى او نيافتيم،
فَلَوْلَمْ نَعْتَدِدْ مِنْ فَضْلِهِ اِلاّ بِها لَقَدْ حَسُنَ بَلآؤُهُ عِنْدَنا، وَ جَلَّ
اگر همين يك عنايت را از فضل او به حساب آوريم هر آينه اِنعام او درباره ما نيكو، و احسانش
اِحْسانُهُ اِلَيْنا، وَ جَسُمَ فَضْلُهُ عَلَيْنا، فَماهكَذا كانَتْ سُنَّتُهُ فِى
در حق ما بزرگ، و بخشش او بر ما عظيم است، زيرا روش او در پذيرش
التَّوْبَةِ لِمَنْ كانَ قَبْلَنا، لَقَدْ وَضَعَ عَنَّا مالا طاقَةَ لَنا بِهِ، وَ
توبه در رابطه با گذشتگان چنين نبوده، بدون شك آنچه را در توانايى ما نبوده از ما برداشته،و
لَمْيُكَلِّفْنا اِلاّ وُسْعاً، وَ لَمْيُجَشِّمْنا اِلاّ يُسْراً، وَ لَمْ يَدَعْ لِأَحَدٍ مِنّا
جز در خور امكان ما به ما تكليف نفرموده، و ما را به غير از كار آسان وانداشته، و در اين زمينه براى هيچ كدام از ما
حُجَّةً وَ لا عُذْراً، فَالْهالِكُ مِنّا مَنْ هَلَكَ عَلَيْهِ، وَالسَّعيد
حجت و بهانهاى باقى نگذاشته، پس در ميان ما بدبخت كسى است كه برخلاف رضاى او ترك طاعت كند، و خوشبخت
مِنّا مَنْ رَغِبَ اِلَيْهِ. وَالْحَمْدُ لِلَّهِ بِكُلِّ ما حَمِدَهُ بِهِ اَدْنى مَلآئِكَتِه
از ما كسى است كه به سوى او توجه نمايد. و سپاس خداى را به كلّ آن سپاسى كه نزديكترين ملائكه
اِلَيْهِ، وَاَكْرَمُ خَليقَتِهِ عَلَيْهِ، وَاَرْضى حامِدِيهِ لَدَيْهِ، حَمْداً
به او، و گرامىترين آفريدگان نزد او، و پسنديدهترين ستايشگران آستان او. وى را ستودهاند، سپاسى
يَفْضُلُ سآئِرَ الْحَمْدِ كَفَضْلِ رَبِّنا عَلى جَميعِ خَلْقِهِ،
بالاتر از سپاس ديگر سپاسگزاران مانند برترى پروردگارمان بر تمام مخلوقات، و او را
الْحَمْدُ مَكانَ كُلِّ نِعْمَةٍ لَهُ عَلَيْنا وَ عَلى جَميعِ عِبادِهِ الْماضينَ
سپاس و حمد دربرابر تمام نعمتهاى او كه به ما و به بندگانش که در گذشته بوده اند و باقی بندگانش
وَالْباقينَ، عَدَدَ ما اَحاطَ بِهِ عِلْمُهُ مِنْ جَميعِ الْاَشْيآءِ، وَمَكانَ
كه هستند و مىآيند دارد، سپاسى به عدد تمام اشياء كه دانش او بر آن احاطه دارد،
كُلِّ واحِدَةٍ مِنْها عَدَدُها اَضْعافاً مُضاعَفَةً اَبَداً سَرْمَداً اِلى
و چندين مقابل هر يك از آنها به طور جاويد و هميشگى
يَوْمِ الْقِيمَةِ، حَمْداً لامُنْتَهى لِحَدِّهِ، وَ لاحِسابَ لِعَدَدِهِ، وَلا
تا روز قيامت، سپاسى كه حدش را پايانى، و شماره آن را حسابى، و پايان
مَبْلَغَ لِغايَتِهِ، وَ لاَانْقِطاعَ لِأِمَدِهِ، حَمْداً يَكُونُ وُصْلَةً اِلى
آن را نهايتى، و مدت آن را انقطاعى نباشد، سپاسى كه باعث رسيدن به
طاعَتِهِ وَ عَفْوِهِ، وَ سَبَبَاً اِلى رِضْوانِهِ، وَ ذَريعَةً اِلى مَغْفِرَتِهِ،
طاعت و بخشش او، و سبب رضا و خشنودى او، و وسيله آمرزش او،
وَ طَرِيقاً اِلى جَنَّتِهِ، وَ خَفيراً مِنْ نَقِمَتِهِ، وَ اَمْناً مِنْ غَضَبِهِ،
و راه به سوى بهشت او، و پناه از انتقام او، و ايمنى از غضب او،
وَ ظَهيراً عَلى طاعَتِهِ، وَ حاجِزاً عَنْ مَعْصِيَتِهِ، وَ عَوْناً
و يار و مددكار بر طاعت او، و مانع از معصيت او، و كمك بر
عَلى تَاْدِيَةِ حَقِّهِ وَ وَظآئِفِهِ،حَمْداً نَسْعَدُ بِهِ فِى السُّعَدآءِ
اداء حق و وظائف حضرت او باشد، سپاسى كه به سبب آن در گروه نيكبختان
مِنْ اَوْلِيآئِهِ، وَ نَصيرُ بِهِ فى نَظْمِ الشُّهَدآءِ بِسُيُوفِ اَعْدآئِهِ،
از دوستانش درآئيم، و در سلك شهيدان به شمشير دشمنانش قرار گيريم،
اِنَّهُ وَلِىٌّ حَميدٌ.
كه همانا حضرت او يارى دهنده و ستوده است.
مترجم : استاد شیخ حسین انصاریان
ناشر : انتشارات پیام آزادی